از میان تمام بادهای معروف
تنها یکی به سمت تو می وزد
و همان ویرانت میکند ...
+
نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 0:27  توسط برفی
|
مدتی نیستم
مملکت را نگه دارید تا برگردم.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 10:39  توسط برفی
|
با 5 تا سکه و چند شاخه گل رز هم میشه
با یه نوع غذا هم میشه
نمیشه؟!
شخصا ترجیح می دم توی خوشی هام بقیه رو هم شاد کنم نه چشم کسی رو در بیارم!
واقعا اینجا سخته زندگی
کاش میشد نباشم
کاش میشد برم
کاش میشد برم ...
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 0:50  توسط برفی
|
فقط کافیه تکذیب کنی
اگه می خوای باور کنن بخند
قاه قاه بخند و بگو ...
هیچی نگو
باور کردن!
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 22:7  توسط برفی
|
می خوام به اندازه ی تمام دروغ های دنیا سکوت کنم
نه
می خوام به اندازه ی تمام سکوت های دنیا دروغ بگم
نه
می خوام چیزی بنویسم که خودم هم نفهم و بگم شاعر شدم
می خوام قاطی خاله زنک بازی های شما شم
می خوام هر روز بازی کنم
می خوام هر روز بازی بدم
می خوام بمیرم ...
نه
می خوام زنده باشم
می خوام ببینم
می خوام یاد بگیرم
می خوام یاد بدم
می خوام دوست داشته باشم
می خوام دوسم داشته باشن
می خوام زندگی کنم!
پ.ن: بعضی از آدما روشنفکرن و معمولا سکوت میکنن
بعضی ها هم ادای دسته ی اول رو در میارن
جالب این جاس که دسته ی اول خیلی روشنفکرتر از دسته ی دوم به نظر میرسن
دسته ی اول اگه لازم باشه یه چیزی میگن اما تو خودت رو هم بکشی عمرا بتونی صدایی از دسته ی دوم بشنوی! کلا این روزها روشنفکری کلاس داره آخه!
پ.ن: این تبلیغه هس که یه آدمی میره تو یه اداره میبینه همه مردن بعد آخرش نوشته دروغ سم کشنده ی جامعه؛ واقعا عاشقشم. واقعا از صدا و سیما همچین چیزی بعید به نظر می رسید.
پ.ن: من کی از این خود سانسوری هام دست میکشم خدا میدونه
پ.ن: ما هم دلمون رو خوش کردم به این چرت و پرت هایی که مینویسیم. بعد این همه سال نفهمیدم به چه درد می خوره. فقط خوبیش اینه که حس میکنی داری حرف میزنی!
پ.ن: واقعا این کامنت هایی که میگن "بلاگ خوبی داری به ما هم سر بزن" رو دوست دارم!!!
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 23:33  توسط برفی
|
دارم میشنوم
صدای آکاردئون میاد
داره god father رو میزنه
دهنم تلخ شده
مزه اسپرسو میده
گوش کن
بوی نم بارون میاد
گوش کن
من عاشق آواز کلاغ هام توی فصلی که هیچ پرنده ای نمی خونه
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 23:22  توسط برفی
|
Don`t turn away
I need your love
`Cause you`re the only one
That I`ve been dreaming of
Don`t turn away
Don`t close the door
`Cause you`re the only one
That I`ve been hoping for
Come hold me tight
I need your light
Just come and take me
To the place I long to be Stay with me
Love is all I`m praying for
Stay with me
Give me strenght to carry on
Stay with me
And hearts will surely
Find the way to go
Stay with me
Be my shelter
When the angels dissapear
"Goran Karan Stay With Me"
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 22:20  توسط برفی
|
هیسسس!
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 21:34  توسط برفی
|
فک میکردم کسی با بلاگم کاری نداره اما گویا گوگل هوام رو داره
رنکم از 2 به 3 ارتقا پیدا کرده!
پ.ن: قول میدم از این به بعد به همه کسایی که میان میگن وبلاگ خوبی داری و به من هم سر بزن سر بزنم!
+
نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 13:16  توسط برفی
|
چقدر سریع می گذره
وقایع چه زود فراموش می شن
و وقتی به عقب بر میگردی فقط می تونی بهشون بخندی
خیلی چیزا بود که فکر میکردم هیچ وقت از اهمیت نمی افتن
بی رحم بودن برای زمان ذاتیه
شاید مسعود الان هیچ شباهتی به مسعود 4 سال پیش یا حتی سال پیش نداشته باشه
کم پیش میاد که اتفاقی یا چیزی یا کسی برای همیشه مهم باشه
مهم اینه که لحظه رو از دست ندی
آدم ها هم عوض می شن
چه بخوان
چه نخوان
+
نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 15:47  توسط برفی
|